Zhtml dir="rtl"> Zbody style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; text-align: justify; direction: rtl"> وب سایت فنجون|تفریحی سرگرمی فنجون [RB:Rozblog_Dynamic_Code]

وب سایت فنجون|تفریحی سرگرمی فنجون


عکس های کنسرت مرتضی پاشایی با حضور هنرمندان

عکس های کنسرت مرتضی پاشایی با حضور هنرمندان



عکس های جشن نفس سال ۹۲ با حضور بازیگران

عکس های جشن نفس سال ۹۲ با حضور بازیگران

عکس های جشن نفس سال ۹۲ با حضور بازیگران



عـکسهای پـشت صـحنه سـریال ویلای مـن

عـکسهای پـشت صـحنه سـریال ویلای مـن

عـکسهایپـشت صـحنهسـریالویلای مـن



بیوگرافی کامل شقایق فراهانی+عکس

بیوگرافی کامل شقایق فراهانی+عکس

شقایق فراهانی(زاده ۲ مرداد ۱۳۵۱ در تهران) بازیگر سینما و تلویزیون ایران است.

شقایق فراهانی فرزند بهزاد فراهانی و فهیمه رحیم نیا، از بازیگران سینما و تلویزیون ایران است.

بیوگرافی کامل شقایق فراهانی+عکس


بیوگرافی کامل شقایق فراهانی+عکس

شقایق فراهانی(زاده ۲ مرداد ۱۳۵۱ در تهران) بازیگر سینما و تلویزیون ایران است.

شقایق فراهانی فرزند بهزاد فراهانی و فهیمه رحیم نیا، از بازیگران سینما و تلویزیون ایران است.

آغاز فعالیت

شقایق فراهانی فارغ التحصیل رشته نقاشی از دانشگاه آزاد اسلامی است و فعالیت های سینمایی خود را

در سینما از سال ۱۳۷۵ با <<لیلا>> ساخته داریوش مهرجویی آغاز کرده است. نخستین فعالیت شقایق فراهانی

در تلویزیون نیز از سال ۱۳۷۴ با مجموعه حباب بوده است.

نکته جالب توجه این روزها

او این روزها سریال مادرانه را در حال پخش از شبکه سه سیما در شب های ماه رمضان دارد ، نکته جالب توجه این است

که مادر او ، فهیمه رحیم نیا نقش مادر او را در سریال بازی میکند و رابطه مادر و دختری این دو به سریال راه یافته است .

فعالیت کنونی

شقایق فراهانی این روزها بسیار پرکار و موفق نشان داده است و علاوه بر سریال های متعددش مانند سریال مادرانه و کلاه پهلوی

، برای بازی در فیلم جدید مسعود کیمیایی نیز انتخاب شده تا در کنار مهناز افشار بتواند در این فیلم که قهرمانانش زنان هستند

بازی کند. او همچنین در کنار صابر ابر، فرهاد اصلانی و ساره بیات یکی از بازیگران اصلی فیلم زندگی دوگانه فیروز اثر جدید

جیرانی کارگردان جنجالی سینمای ایران است.

فیلمشناسی

  • مادرانه (۱۳۹۲)
  • به تهران خوش آمدید (۱۳۹۲)
  • بی خداحافطی (احمد امینی . ۱۳۹۱)
  • خنده در باران (داریوش فرهنگ . ۱۳۹۰)
  • گناهکاران (۱۳۹۰)
  • باغ قرمز (۱۳۸۸)
  • روز رستاخیز (۱۳۸۸)
  • محاکمه در خیابان ( مسعود کیمیایی ، ۱۳۸۷)
  • دل شکسته (۱۳۸۷)
  • وقتی همه خوابیم (۱۳۸۷)
  • دایناسور (۱۳۸۶)
  • مظفرنامه (۱۳۸۶)
  • مقلد شیطان (۱۳۸۵)
  • مهمان (۱۳۸۵)
  • نصف مال من ، نصف مال تو ( وحید نیکخواه آزاد ، ۱۳۸۵)
  • راه طی شده (۱۳۸۴)
  • صحنه جرم، ورود ممنوع! (۱۳۸۴)
  • قلقلک (۱۳۸۴)
  • شارلاتان (۱۳۸۳)
  • پروانه ای در باد (۱۳۸۲)
  • آدمک ها (۱۳۸۰)
  • سیندرلا (۱۳۸۰)
  • چتری برای دو نفر (۱۳۷۹)
  • راز شب بارانی (۱۳۷۹)
  • سمفونی تاریک (۱۳۷۹)
  • شب های تهران (۱۳۷۹)
  • شهرت (۱۳۷۹)
  • صدای سخن عشق (۱۳۷۹)
  • طوطیا (۱۳۷۷)
  • عشق کافی نیست (۱۳۷۷)
  • مهره (۱۳۷۷)
  • لیلا ( داریوش مهرجویی ، ۱۳۷۵)



بیوگرافی کامل هستی مهدوی فر + عکس

بیوگرافی کامل هستی مهدوی فر + عکس

هستی (مهدخت) مهدوی فر متولد ۱۳۷۰ می باشد. وی در سریالهای جراحت، سوت پایان، نقش لیلی،

پرستوهای عاشق، دسته بازنده ها و در حال حاضر در سریال .......

بیوگرافی کامل هستی مهدوی فر + عکس

هستی (مهدخت) مهدوی فر متولد ۱۳۷۰ می باشد. وی در سریالهای جراحت، سوت پایان، نقش لیلی، پرستوهای عاشق، دسته بازنده ها

و در حال حاضر در سریال مادرانه که از شبکه ۳ در ایام ماه مبارک رمضان در حال پخش است به ایفای نقش پرداخته است.

اطلاعات بیشتری از این بازیگر در دست نیست ، در ادامه توجه شما را به مصاحبه با هستی مهدوی فر جلب می کنیم و در صورت کسب

اطلاعات بیشتر این پست به روز خواهد شد.

مصاحبه سریال مادرانه:

هستی مهدوی فر بازیگر نقش <<رها>> در سریال <<مادرانه>> درباره نقش خود گفت: نقش دختری را بازی می کنم که اسمش رهاست ،

پدر و مادرش از هم جدا شده اند و مادرش در ایران زندگی نمی کند. <<رها>> درگیری شدیدی با پدرش دارد و به دنبال این است که

به هر طریقی شده است کنار مادرش باشد. حال در این میان نیز معتاد شده است.

او در عین حال درباره ی ایفای نقش خود توضیح می دهد: نقشم خیلی متفاوت است و خیلی آن را دوست دارم.

وی در ادامه درباره ی دیالوگ های نقش خود نیز توضیح می دهد: در نقشم یکسری دیالوگ ها وجود دارد که تاکنون در تلویزیون نشنیده بودم

و فکر نمی کردم دختری بتواند با چنین لحنی و حالتی صحبت کند. از این جهت این دیالوگ ها نقشم را متفاوت کرده است و خودم شخصا

چنین جسارتی را در فیلمنامه بر روی چنین نقشی تاکنون ندیده بودم.

مهدوی فر در بخش دیگری از صحبت هایش با اشاره به اینکه قصه <<مادرانه>> می تواند یک قصه واقعی باشد که برای همه اتفاق می افتد،

توضیح داد: قصه این مجموعه رئال است اما فرم دیالوگ ها رئال نیست.

این بازیگر که سریال <<جراحت>> (محمد مهدی عسگرپور) را نیز در پرونده ی کاری خود دارد، با اعتقاد بر اینکه <<مادرانه>> یکی

از بهترین پروژه هایی است که در آن بازیگران همه مهربان هستند، گفت: در تجربه قبلی سریال هایم اصلا اینگونه نبود؛ سر صحنه

بازیگران و چهره های معروفی بودند که خیلی اذیت می کردند بازیگران معروف قدیمی که خیلی هم ادعایشان می شد.

او در پاسخ به اینکه آیا بداهه در نقش خود تاکنون داشته است یا نه؟ توضیح داد: بداهه در این سریال راه ندارد به دلیل اینکه سعید نعمت الله

خیلی بر روی متن هایش حساس است. در نتیجه نباید یک <<واو>> را جا بیاندازی. البته در یکی دو سکانس که مربوط به داد و فریاد زدن است،

بداهه جا دارد. در سریال جراحت هم همین طور بود.

این بازیگر همچنین با اشاره به حضور سعید نعمت الله در پشت صحنه <<مادرانه>> خاطرنشان کرد: تاکنون ندیده ام

هیچ نویسنده ای خودش همیشه سر صحنه باشد.

مهدوی فر در بخش دیگری از صحبت هایش درباره این مطلب که مردم از تلویزیون فاصله گرفته اند، گفت: به نظرم علت اینکه مردم

از تلویزیون فاصله گرفته اند این است که سانسور بیش از حد داریم و شفاف سازی نیز نداریم. صداوسیما همه چیز را در اجتماع می بیند

اما فقط گل و بلبل و چیزهای خوبش را نشان می دهد.

بازیگر نقش رها در <<مادرانه>> در پایان گفت: خیلی از جاها اصرار بر این دارند که پایان قصه تلخ نباشد و همیشه این مساله باعث شده است

که پایان قصه های سریال هایمان پیش بینی شده باشد و طوری است که وقتی مخاطبان سریال ها را می بینند احساس می کنند نمونه اش را قبلا جای دیگری دیده اند

. در نتیجه می توانند آنها را حدس بزنند. به همین دلیل به سراغ این سریال ها نمی روند.

مصاحبه سریال جراحت:

سال گذشته در همین روزها بود که سریال <<جراحت>> موقع افطار از تلویزیون پخش می شد. یکی از نقش های اصلی سریال برعهده دختر جوانی بود

که تازه بازی را شروع کرده بود و هنوز کسی او را نمی شناخت.هستی مهدوی فر، بازیگر <<جراحت>>، در آن سریال خیلی خوب دیده نشد اما این روزها

با حضور خوبش در فیلم <<سوت پایان>> نیکی کریمی، نشان می دهد که قصد دارد کم کم جایش را در سینما باز کند. به نظر می رسد تجربه <<سوت پایان>>

برایش خیلی مفید بوده و خودش معتقد است با راهنمایی های نیکی کریمی و تورج اصلانی مدیوم سینما را شناخته و حالا توانایی بازی هم در تلویزیون و

هم سینما را دارد. نقش سختی را در <<سوت پایان>> بازی کرده اما به خوبی از عهده آن برآمده، دختری که مادرش با حکم قصاص در زندان است

و او در پی بخشش. حرف های مهدوی فر را درباره سینما و تلویزیون و فیلم <<سوت پایان>> می خوانید.

خوبی بازی ات در <<سوت پایان>> این بود که خیلی رئال بازی کردی. آنقدر در نقشت فرو رفتی که اصلا تماشاگر فکر می کرد

که نابازیگر هستی و این اتفاق ها واقعا برایت افتاده. چطور به این بازی یا بهتر است بگویم بازی نکردن رسیدی؟

رسیدن به این نقش که یک پروسه خاصی داشت. یعنی ما رفتیم و با دخترهایی که مورد تجاوز قرار گرفته بودند، ملاقات کردیم

. البته نتوانستیم دقیقا آن موردی را که مد نظرمان بود پیدا کنیم. با بیشتر این دختران هم اصلا نمی شد حرف زد چون به محض

اینکه نگاهشان می کردی حساس می شدند و از جا می پریدند. یکسری دختران دیگر را هم دیدیم که جدا از خانواده هایشان زندگی می کردند

. دخترانی که از طبقه خیلی پایین اجتماع بودند و همه این ها خیلی به من کمک کرد تا بتوانم به نقش نزدیک تر شوم و آن طبقه و آن آدم ها را بشناسم.

من و دوستم غزاله رشیدی که او هم در فیلم بازی کرده ، با این دختران دوست شدیم. با هم می نشستیم، غذا می خوردیم، تلویزیون می دیدیم،

حرف می زدیم و کارهای روزمره زندگی را انجام می دادیم. بعد من به آن روزمرگی شان دقیق می شدم که چطور همه این کارها را انجام می دهند

که راه رفتن و غذا خوردن و نگاه کردن و تلویزیون نگاه کردن شان چطور است. همه این ها کمک کرد ولی جدای از این ها

، خود خانم کریمی و تورج اصلانی بودند که به من خیلی کمک کردند تا درست بازی کنم و نقش را بشناسم. بخصوص

که موقع فیلمبرداری، سریال <<جراحت>> داشت پخش می شد و من از یک مدیوم کاملا متفاوت وارد سینما شده بودم.

تورج اصلانی سر کار چه راهنمایی هایی می کرد که برایت مهم بود و احساس می کردی داری چیز جدید و مفیدی یاد می گیری؟

اگر بخواهم کامل توضیح بدهم، خیلی طولانی می شود. به نظرم رابطه فیلمبردار و بازیگر خیلی مهم است. اصلا حذف شدنی نیست.

درست است اما فیلمبردارانی هم هستند که فقط ارتباط شان با کارگردان است و کارگردانانی که دوست ندارند فیلمبردار در

کار بازیگری دخالتی داشته باشد.

خود من همیشه بعد از کات دادن یک پلان اول از کارگردان و بعد از فیلمبردار می پرسم که آیا بازی ام خوب بوده یا نه

. یعنی آن ریزه کاری فنی ماجرا را فیلمبردار می بیند و به من می گوید. به نظرم حس بازی را کارگردان می تواند به بازیگر بگوید

و نکات فنی را فیلمبردار. مثل اینکه وقتی نما کلوزآپ است یا قاب مثلا آنقدر است، من چقدر می توانم و باید حرکت داشته باشم.

سر همین فیلم <<سوت پایان>> تورج اصلانی به من یاد داد که چطور بازی ام را با اندازه قابی که در هر صحنه داشتیم هماهنگ کنم

. فرق لنزهای مختلف را برایم توضیح می داد و اینکه با هر لنز چطور دیده می شوم. بعید می دانم هیچ فیلمبرداری آنقدر از وقت و

انرژی اش را صرف توضیح این ریزه کاری های فنی به بازیگر کند. خوب یادم است که وقتی لوکیشن هایمان در خیابان بود

تا به محل مورد نظر برسیم، تورج اصلانی برایم درباره صحنه هایی که قرار بود بگیریم صحبت می کرد و توضیح می داد.

اصلا چطور شد که به پروژه <<سوت پایان>> پیوستید؟

دستیار خانم کریمی که از قبل هم مرا می شناختند،به من زنگ زدند و قرار گذاشتند. من هم رفتم و جلوی

دوربین از من تست گرفتند. و بعد هم چند جلسه ای صحبت کردیم تا به پروژه پیوستم.

از نظر شما مدیوم سینما با تلویزیون چه تفاوتی با هم دارند، بخصوص در زمینه بازیگری؟

این هم یکی از آن مواردی بود که تورج اصلانی برایم توضیح داد که اصلا تفاوت این دو رسانه با هم چیست.

من از یک سریال تلویزیونی که موقع فیلمبرداری <<سوت پایان>> تازه داشت پخش می شد، آمده بودم سر یک

فیلم سینمایی که قرار بود کاملا رئال باشد. به هر حال در سریال های تلویزیونی یکسری عکس العمل ها و

واکنش های بازیگران باید اغراق آمیزتر و به اصطلاح گل درشت تر باشد. وقتی خودم سر کار سینمایی

رفتم متوجه شدم که چقدر بازی تلویزیونی و سینمایی با هم فرق می کند. راستش نظر شخصی خودم این است

که بازی تلویزیونی تکنیکی تر است و در بازی سینمایی حس و غریزه بیشتر دخیل است.

خیلی ها برعکس این را می گویند.

نظر من این است. ببینید شما در تلویزیون کافی است تکنیک های بازیگری را رعایت کنید اما در سینما باید

هردوی این ها را با هم داشته باشید: هم تکنیک و هم احساس تا بازی تان خوب از کار درآید. آن حس

در سینما خیلی مهم است. نتیجه اش می شود همان چیزی که گاهی به آن بازی زیرپوستی هم می گویند.

ولی اگر این بازی زیرپوستی در تلویزیون انجام شود اصلا قاب تلویزیون آن را نشان نمی دهد.

خیلی از بازیگران خوب ما در تلویزیون، بازی های خیلی تکنیکی از خودشان نشان می دهند

اما به هیچ عنوان باورپذیر نیستند و آن حس لازم را به مخاطب نمی دهند.

به عنوان بازیگر جوانی که تازه وارد سینما شده، قطعا دیده شدن برایت مهم بوده. وقتی فیلمنامه <<سوت پایان>>

را خواندی فکر نمی کردی که ممکن است این یکی از آن فیلم های به اصطلاح مخاطب خاص باشد که یا اصلا اکران نشود یا خیلی دیده نشود؟

وقتی اسم خانم کریمی آمد با توجه به سابقه فیلم های قبلی شان چنین احتمالی دادم اما گذاشتمش پای یک تجربه. فکر کردم که خب

این نقش خیلی متفاوتی است که من تا به حال کار نکرده ام و درواقع مثل یک جور محک زدن خودم است که ببینم اصلا از پس این کار برمی آیم یا نه

. مطمئنا دیده شدن برایم مهم بود. هر کسی بگوید که برایش مهم نیست که دیده بشود یا نه، دروغ گفته ولی درباره این فیلم با خودم گفتم:

این تجربه ای است که از آن یاد می گیرم. دوست دارم واقعا اینجا این نکته را بگویم که انرژی که من برای <<سوت پایان>> گذاشتم،

یک دهمش را سرسریال<<جراحت>> نگذاشته بودم. شاید اصلا اینجوری بتوانم فرق تلویزیون و سینما را بگویم.

چه نکته ای را در مورد فیلم <<سوت پایان>> دوست داشتی؟

می دانید من عاشق میزانسن ها، دوربین روی دست ها و سکانس پلان های طولانی <<سوت پایان>> هستم و اینکه ما زیاد پایبند به فیلمنامه نبودیم

. می توانستیم در هر سکانس البته اگر جا داشتیم و کمک به بهتر شدن صحنه می کرد، بداهه از خودمان اضافه کنیم. باز این هم یکی از

فرق های سینما و تلویزیون است که آنجا حتی یک واو را هم نمی توانی جابه جا کنی. البته من ارزش گذاری نمی کنم و نمی گویم

که آن بد است ولی این یکی لذتبخش تر است.

دوباره سراغ تلویزیون می روی؟ دوست داری در آینده بیشتر چه فیلم هایی بازی کنی؟

حتما من دوست دارم هم سینما و هم تلویزیون را با هم داشته باشم ولی دلم می خواهد دوباره فیلمی مانند <<سوت پایان>> بازی کنم

. نقشی که سخت باشد. باورتان نمی شود که من سر فیلمبرداری <<سوت پایان>> شب ها از استرس آفیش فردا خوابم نمی برد. ر

بعدی ام فیلم اول آقای قربان محمدپور به نام <<زبان مادری>> است که آنجا نقش یک دختر لال را بازی می کنم و هرچند نقش

مکمل است اما کار بسیار جالب و متفاوتی است.

به این فکر می کنی که در نقش هایی بازی کنی که آنقدر ویژگی های گل درشتی مانند معلولیت خاص

یا دختری مانند <<سوت پایان>> را نداشته باشند بلکه آدم های معمولی باشند؟

الان چند وقتی می شود که دوست دارم در کاری بازی کنم که شبیه هیچ کدام از این ها نباشد اما هنوز برایم پیش نیامده.

البته سریال <<جراحت>> بود ولی بازیگرانی که سر آن سریال بودند، این اجازه را به من ندادند که ببینم اصلا کارم چطور است

. درحقیقت به من فضا و میدان ندادند که خودم را نشان دهم یا اینکه بخواهند به من چیزی یاد بدهند. با اینکه نقش اصلی

سریال هم بود اما با همه این دلایل دوست ندارم خیلی درباره آن صحبت کنم اما الان دوست دارم که نقش یک آدم عادی

را بازی کنم که گریه می کند، داد می زند، حرف می زند. حتی اگر فقط راه برود و دیالوگ خاصی هم نداشته باشد. چون بازی در نقش چنین آدمی اتفاقا خیلی سخت تر است.



عکس‌های مراسم تقدیر از عوامل و بازیگران سریال مادرانه

عکس های مراسم تقدیر از عوامل و بازیگران سریال مادرانه

پ

عکس های مراسم تقدیر از عوامل و بازیگران سریال مادرانه

پ



fa cebook cover

سلام دوستان دراین پست چندتاکاورفیس بوک به دستم رسیدگفتم

بهتره بذارم توسایت تا شماهم ازشون استفاده کنید

اونایی که توفیس بوک عضون میتونن ازعکس های زیراستفاده کنن.

اینجاچندتانمونه ازفایل هاروگذاشتم برای دانلوددراندازه های اصلی فایل و دانلودکنید.:)

حجم فایل:800KB



گفـت وگو با پریـناز ایزدیار در قـاب خـاطره

گفـت وگو با پریـناز ایزدیار در قـاب خـاطره

این گفت وگو مستقیماازRSDانتشارمی یابد.

جواب این سوال هارودرادامه مطلب اززبان خانم ایزدیاربشنوید.

یکی از موضوعات مهم حرفه بازیگری کلیشه شدن بازیگران بعد از مدتی کار کردن است.

به نظر شما برای رهایی از این کلیشه ها چه باید کرد؟

- آیا اولین بار که مقابل دوربین قرار گرفتید، استرس داشتید؟

- پس از گذشت چند سال از حرفه بازیگری، اکنون دوست دارید چه نقشی بازی کنید

و با کدام کارگردان همکاری داشته باشید؟

- در انتخاب نقش ها چقدر نگاه مخاطب برایتان مهم است و به آن توجه دارید؟

نجکاوی هایی که به گفته خودش ریشه در دوران کودکیش دارد، سرانجام او را به سوی شغلی می کشاند که می تواند بخش اعظمی از این احساس را برطرف کند و دید بیشتری به او برای زندگی در دنیایی فارغ از فیلم و سریال بدهد. گرچه سال های زیادی از حضورش در این عرصه نمی گذرد، اما به نظر می رسد فرصت های درخشیدن بسیاری را پیش روی خود می بیند. وی با بازی در نقش یک روح، مسیر اصلی دیده شدن خود را کوتاه کرد. سریال "زمانه" هم فرصت بیشتر و بهتری را برای شناخته شدنش در عرصه تصویر فراهم کرد و شاید بتوان آن را یک نقطه عطف در کارنامه حرفه ای وی دانست. مثل یک کابوس، در امتداد یک شهر و ورود آقایان ممنوع از دیگر آثاری است که تجربیات کاری گرانبهایی را تاکنون برایش رقم زده است. پریناز ایزدیار، چهره جوان و خوش آتیه عرصه تصویر در گفت وگو با قاب کوچک و پس از هشت سال حضور در دنیای بازیگری از تجربیات و یافته های خود می گوید.

- در کارنامه کاری شما بیشتر بازی در تله فیلم دیده می شود. اولین بازیتان هم در همین حوزه بود؟

خیلی از کارهایی را که انجام داده ام، تله فیلم بوده است. اما اولین کارم در سینما بود. سال ۸۴ با بازی در فیلم سینمایی "یک شهر، یک مرد" به کارگردانی حسن هدایت رسما بازیگری را شروع کردم. کار بعدی هم تله فیلم "همین روزها" به کارگردانی علیرضا امینی بود و بتدریج احساس می کردم کارم دارد روی روال می افتد، چون بعد از آن هم پیشنهاد های زیاد دیگری برای بازی در تله فیلم های مختلف داشتم و پس از مدتی سریال "پنج کیلومتر تا بهشت" به من پیشنهاد شد که اولین تجربه بازی من در یک سریال تلویزیونی بود.


- این تجربه ها چقدر به کمک تان آمده است؟

خیلی زیاد. هرفردی در آغاز کار خود، تجربه لازم برای انجام یک کارحرفه ای را ندارد. بازیگر نیز از این قاعده مستثنی نیست و هر بازیگری اوایل کارش، پختگی ندارد. با گذشت زمان، نگاه و کار بازیگر حرفه ای تر می شود. این موضوع شامل حال من هم می شود. من اکنون نسبت به سال ۸۴ که اولین کار خود را بازی کردم، در بازیگری عمیق​تر شده ام و با دقت بیشتری بازی می کنم. پیش از بازی در یک نقش، درباره شخصیت آن و شغل و هر چیزی که به نحوی مرتبط با آن نقش باشد، مطالعه می کنم و می کوشم نمونه آن را در آدم های اطرافم پیدا کنم.

- پس می توانیم بگوییم شما تحقیق میدانی و مشاهده فردی خودتان را در کنار فیلمنامه، عاملی برای قوت بازی میدانید

بله، درست است. من برای بازی در هر نقشی و برای اینکه به آن شخصیت نزدیک شوم، سعی می کنم مصداق بیرونی اش را پیدا کنم و از واقعیت ها برای ایفای نقش های خود الهام می گیرم و این موضوعی است که مردم هم بارها به من یادآوری کرده اند.


- یکی از موضوعات مهم حرفه بازیگری کلیشه شدن بازیگران بعد از مدتی کار کردن است. به نظر شما برای رهایی از این کلیشه ها چه باید کرد؟

هر نقشی در کمال شباهت می تواند تفاوت هایی هم داشته و ظرافت هایی را در خود جای داده باشد که بازیگر با کشف آنها می تواند یک نقش را متفاوت اجرا کند که این البته به تمرکز زیادی نیاز دارد و به نظر من با بازی حسی بهتر و بیشتر می توان این گونه نقش ها را به واقعیت نزدیک کرد. من خودم هم بیشتر یک بازیگر حسی هستم تا تکنیکی و اعتقاد دارم حس خیلی به متفاوت شدن کار و واقعی جلوه دادن بازی کمک می کند.

- یعنی معتقدید حس با تکنیک مغایر است و به کارگیری تکنیک نمی تواند مخاطب را به واقعیت نزدیک کند؟

خیر، حس با تکنیک مغایر نیست؛ اما حس به واقعیت نزدیک تر است و به واسطه آن می توان نوعی از بازی را ارائه کرد که مشابهش در جهان خارج وجود دارد؛ اما تکنیک از واقعیت نقش کم می کند و باعث می شود شخصیت غلوآمیز و اغراق شده نشان داده شود و این خود سطح همذات پنداری مخاطب را پایین می آورد و میزان لذت او را از کار کاهش می دهد.

- علاوه بر بازی حسی، بازیگر برای این که به واقعیت نزدیک شود، باید به خیلی از موضوعات پیرامونی اش هم توجه داشته باشد و براحتی از کنار آنها عبور نکند. اساسا حس هم نشأت گرفته از توجه موشکافانه به محیطی است که در آن زندگی می کنیم.

بله، دقیقا همین طور است. چون سوژه ها و نقش ها از میان همین مردم و زندگی ها ساخته و پرداخته می شوند، بازیگر هم باید در بطن زندگی مردم حضور داشته باشد و از نزدیک شاهد بسیاری از حقایق جامعه و مردم باشد. من به عنوان یک بازیگر زمانی که در اجتماع عمومی، خیابان، تاکسی، اتوبوس یا مرکز خرید هستم، بیشتر به رفتار مردم توجه می کنم و می کوشم برای این حرفه و بازی در نقش های خود از آنها ایده و الگو بگیرم.

- اگر بخواهید از بازی خود انتقاد کنید، چه می گویید؟

قطعا می دانم کار من هم خالی از نقص نیست و ایراد و نقایصی دارد؛ بنابراین سعی می کنم در کارهای بعدی آن عیب ها را برطرف کنم و بازی بهتری داشته باشم. این اواخر تصمیم گرفته ام طوری بازی کنم که بعد از پایان، دست کم خودم کمترین انتقاد را به بازی ام داشته باشم و پشیمانی ام از این که چرا این طوری بازی کردم، کمتر شود.

- به نظر شما، حرفه بازیگری یک مزیت است؟ مثلا می تواند به تکامل ویژگی های شخصیتی او در زندگی واقعی اش کمک کند؟

بسیار زیاد. حرفه بازیگری از معدود مشاغلی است که با داشتن مجموعه شرایط خاص برای انجام آن، بازیگر را بزرگ می کند و رشد می دهد. این موضوع به دلیل حضور هنرپیشه در محیط های مختلفی است که پیش از آن به عنوان یک فرد عادی تا زمانی که در آن موقعیت قرار نمی گرفت، نمی توانست آن را تجربه و از نزدیک آن را لمس کند. بیمارستان، زندان و حتی مرگ نیز تجربه خوبی به من به عنوان یک بازیگر داده و باعث شده است نگاه متفاوت تری به این مسائل داشته باشم و جزئی تر و دقیق تر آنها را درک کنم. از طرفی نقش هایی که یک بازیگر بازی می کند در زندگی شخصی و در آینده وی هم خیلی اثرگذار است. در واقع زمانی که در موقعیتی قرار می گیرد که پیش از این، نقشش را به عهده داشته است، بهتر می تواند از عهده آن در زندگی واقعی برآید و تصمیم گیری های عاقلانه و بهتری هم خواهد داشت.


- آیا اولین بار که مقابل دوربین قرار گرفتید، استرس داشتید؟

شاید واژه مناسبی نباشد، اما من کار خود را با پررویی آغاز کردم و ابتدا هیچ استرسی نداشتم. در کارهای اول، دوم و حتی در بازی های هفتم و هشتم آرام تر از حالا بودم.

- در حال حاضر چطور؟

به مرور زمان که شناخته تر شدم و کارهای بهتری انجام دادم، اضطرابم بیشتر شده است، چون اکنون، انتظارها از من بالاتر رفته است و باید، هم در انتخاب نقش و هم در جلوی دوربین دقت بیشتری کنم. البته این استرس مانع کار نمی شود و ترس ایجاد نمی کند، بلکه عامل محرکی است که کار بهتری ارائه کنم.


- یکی از اصول حرفه ای کار این است که بازیگر با دیگر اعضای گروه، تصویربردار، نورپرداز و... هماهنگ و با کار آنها آشنا باشد. شما چقدر به این مسائل توجه می کنید؟

خیلی زیاد. در هر تیم کاری که وارد شده ام، سعی کرده ام ارتباط خوبی با عوامل آن برقرارکنم، چون آدم کنجکاوی هستم و این خصیصه که از دوران کودکی همواره همراه من بوده، باعث شده است علاوه بر کار بازی، کنجکاوی ها و دقت عمل خود را در رابطه با عوامل پشت صحنه، تصویربردار و نورپرداز هم داشته باشم و چیزهای زیادی از آنها یاد بگیرم و تجربه کنم. گاهی هم پیش آمده کارهای کوچکی پشت صحنه انجام دهم؛ اما هماهنگی کار بازیگر با تصویربردار و دیگر عوامل صحنه به تمرکز بسیار بازیگر حین اجرای نقش نیاز دارد و هماهنگی حرکات دوربین و جاگذاری صدا با بازیگر نیازمند تمرین و البته کسب تجربه در طول زمان است.

- ویژگی های شخصیتی بازیگر چقدر در خلق یک شخصیت نمایشی اثرگذار است؟

ویژگی شخصیتی، چون اراده و انگیزه در وجود فرد است که می تواند به خلق یک شخصیت منجر شود. بازیگر با انگیزه تر قطعا کار بهتری را نمایش خواهد داد؛ اما معتقد نیستم که هر کسی باید نقش های نزدیک به خود را بازی کند بلکه آگاهی در انتخاب نقش به باورپذیری یک شخصیت خیلی کمک می کند و باید به این مساله توجه داشت که نقش با چهره و ویژگی های بازیگر در یک جهت قرار بگیرند.


- پس از گذشت چند سال از حرفه بازیگری، اکنون دوست دارید چه نقشی بازی کنید و با کدام کارگردان همکاری داشته باشید؟

به طور دقیق نمی توان گفت کدام نقش. هر نقشی جذابیت های خاص خود را دارد و هر نقشی که بتواند من را جذب کند، دوست دارم. من تاکنون با کارگردان های خیلی خوبی کار کرده ام و کارگردان های بسیار خوبی هم وجود دارند چون آقایان مهرجویی و فرهادی که کارهای خوبی انجام داده اند و دوست دارم با آنها همکاری داشته باشم. اوایل کار، یکی از هدف هایم این بود که با آقای فتحی همکاری داشته باشم که این هدف محقق شد و توانستم در سریال زمانه حضور داشته باشم.

- در انتخاب نقش ها چقدر نگاه مخاطب برایتان مهم است و به آن توجه دارید؟

مردم خیلی مهم هستند، چون آنها کار را می بینند و تائید می کنند یا به آن نقد دارند. بازیگر برای آنها کار می کند و با وجود آنها معنا می یابد؛ بنابراین در انتخاب نقش هایی که به من پیشنهاد می شود نگاه مخاطب از جمله معیارهایی است که برایم مهم است.



edit by saeed



دوستت دارم عشق من



صفحات سایت

صفحه قبل 1 ... 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 صفحه بعد



تنظیمات قالب
باز شدن لینک ها در نیو تب :
بکگراند سفارشی :
[RB:Rozblog_Js]